فلسفه و فلسفه هنر

این وبلاگ بیشتر ناظر به اندیشه های فلسفی، فلسفه ی هنر و برخی موضوعات دیگر می باشد.

چند روز پیش یک از دوستانم سخنی از ویل دورانت را از طریق پیامک برام ارسال کرد. جمله این بود: وجدان از پاسبان پیروی می کند، اما حکومت ها پاسبان ندارند.

من هم چون خود چیزی برای گفتن نداشتم این سخن ارنست همینگوی را برایش فرستادم: در جنگ حتی پیروزی شکست است.

ایشان عبارتی را از بختیار علی برام نوشتند: دین سه ره تا بریتیبوو له هونه ری فروشتنی خه یال.

من نیز در ادامه مطلب قبلی سخنی از سیاوش جمادی را برایش نوشتم: زمانی کلیسا برای برانگیختن سربازان به این بلاهت بشری، یعنی جنگ، انگ مقدس می زدند و اینک دولت ها جنگ را با رنگ ناسیونالیسم مقدس جلوه می دهند.

البته پس از ارسال این پیام ها، برای به تفکر واداشتن وی سخنی را از هایدگر برایش ارسال کردم. همین که پیامک به او رسید داد سخن داد که این دیگه به چه معنی است. سخن هایدگر این بود: لاتفکر عدم فعالیت نیست، بلکه در درون خود شیوه ای از فعالیت است که در گفت و گو با تقدیر جهان قرار گرفته است.

از من درخواست کرد که این جمله را برایش تفسیر کنم. من هم به طور موجز و تا حدی سطحی در قالب یک پیامکی آن را این گونه برایش تفسیر کردم: یعنی این گونه نیست که هنگامی که در حال تفکر نیستیم دیگر جهان را فراموش کرده ایم و از آن غافلیم، بلکه همواره با جهان نسبت برقرار می کنیم و اصلاً وجود جهان وابسته به هستی دازاین است. همین نسبت برقرار کردن با جهان که هستی آن را نیز موجب می شود خود گونه ای تفکر به منزله ی فعالیت است. البته در پایان برای ایشان قید کردم که این تنها یکی از تفسیرها و یا شاید تفسیر ناقص عبارت هایدگر باشد. ولی وی این گفته ی آخر مرا نپسندید و نوشت که شما مثل این مسلمانها خود را همواره دست کم می گیرید.


+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 13:41  توسط عبدالله امینی  |