انسان بازیگر/HOMO LUDENS
بازی به مثابه یک پدیده ی فرهنگی
بازی کهن تر است از فرهنگ، زیرا تعریف فرهنگ همواره جامعه بشری را از پیش فرض می گیرد. به علاوه، بازی در میان حیوانات نیز به همان اندازه که در میان انسان ها هست، حضور دارد. حیوانات برای بازی کردن منتظر انسان ها نیستند که بازی را به آنها یاد دهند. به همین جهت، می توان تصریح کرد که تمدن بشری هیچ خصیصه و ویژگی ذاتی ای را به انگاره ی عام بازی اضافه نکرده است. حیوانات دقیقاً همانند انسان بازی می کنند. در این زمینه کافی است که جست و خیزهای یک سگ جوان را زیر نظر بگیریم که تمام ذاتیات و الزامات بازی بشری در حرکات مفرح او حضور دارد. حیوانات حتی از طریق حرکات و اشاره هایی همدیگر را به بازی فرامی خوانند و البته رعایت یک سری قوانین بازی را از پیش فرض می گیرند، مثلاً اینکه تو (حیوان شریک در بازی) نبایستی گوش برادرت را محکم گاز بگیری. و نکته ی مهم این است که در تمام فرایند انجام این کارها، آن ها به وضوح شادی و لذت بسیاری را تجربه می کنند.
در بازی چیزی «در حال بازی و در حال جریان» است که از نیازهای ضروری حیات فراتر می رود و معنای کنش را افشا می کند. تمام بازی ها چیزی را قصد می کنند. اگر اصل فعالی را که سرشت بازی را برمی سازد، «غریزه» بخوانیم، چیزی را توضیح نداده ایم؛ اگر آن را «ذهن» یا «اراده» بنامیم، چیزی بیشتر گفته ایم. با وجود این، ما می توانیم این واقعیت را مدنظر داشته باشیم که بازی واجد معنایی است که متضمن کیفیتی غیرمادی در سرشت خود چیز/شی است.
HOMO LUDENS: A STUDY OF THE PLAY-ELEMENT IN CULTURE, J. HUIZINGA
آنچه در بالا آمد ترجمه عباراتی چند از کتاب انسان بازیگر هویزینگاست. کتابی که در حدود دو سال مشتاق بودم که آن را داشته باشم و بخوانمش. بالاءخره به کمک سایت http://libgen.info/ آن را دریافت کردم.
عبدالله امینی